الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
413
علل الشرايع ( فارسي )
موسى بن ابراهيم ، از حضرت ابى الحسن موسى عليه السّلام ، آن سرور فرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به ام سلمه كه محضر مباركش عرضه داشته بود : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله عيد قربان فرا رسيده و مالى كه با آن قربانى تهيّه كرده و ذبح كنم ندارم آيا به اين منظور قرض كرده و اقدام به قربانى بنمايم ؟ فرمودند : قرض كن و اين دين پرداخت شده است . حديث ( 2 ) پدرم رضى الله عنه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن ابى عبد الله برقى ، از احمد بن يحيى مقرى از عبد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از ابى اسحاق ، از شريح بن هانى ، از على عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : اگر مردم اجر و ثوابى كه در قربانى است مىدانستند قطعا قرض مىكردند و اقدام به آن مىنمودند ، هنگامى كه اوّلين قطره خون قربانى به زمين مىريزد صاحب آن آمرزيده مىشود . باب صد و هشتاد و چهارم سرّ كفايت نمودن شتر از يك نفر و كافى بودن گاو از پنج نفر حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از على بن ابراهيم بن هاشم از على بن معبد از حسين بن خالد ، از حضرت ابى الحسن عليه السّلام راوى مىگويد : محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كردم : شتر از چند نفر مجزى و كافى است ؟ حضرت فرمودند : از يك نفر . عرض نمودم : گاو از چند نفر ؟ فرمودند : از پنج نفر مشروط به اين كه اين افراد كنار يك سفره طعام بخورند . عرضه داشتم : چطور شتر از يك نفر مجزى بوده ولى گاو از پنج نفر ؟ حضرت فرمودند : زيرا علَّتى كه در بقره وجود دارد در شتر نيست و آن علَّت اين است كه : آنان كه به قوم موسى امر كردند گوساله را بپرستند پنج نفر بودند كه جملگى بر سر يك سفره طعام مىخوردند اين پنج نفر عبارت بودند از : اذيبويه ، برادرش مذويه ، پسر برادر و پسر دخترش و همسرش ، ايشان گاوى را كه حق تعالى امر به ذبحش نموده بود را ذبح كردند مصنّف اين كتاب ( صدوق « ره » ) مىگويد :